يحيى دولت آبادى

154

حيات يحيى ( فارسى )

را كه از بودجه سلطنتى حقوق مىبرند اخراج كرده ميگويد مجلس حقوق شما را قطع كرد اين جمع معلوم الحال هم براى انواع شرارت و ضديت با مجلس حاضر ميگردند تمام اين اسباب جمع مىشود براى اينكه در دربار نقشه بزرگى به جهت مخالفت با مجلس كشيده شود اينجا چند كلمه از احوال خود و احوال احتشام السلطنه بنويسم و بعد نقشه مخالفت مزبور را بيان نمايم بعد از آنكه احتشام السلطنه رئيس مجلس مىشود نگارنده بواسطه سابقه خصوصيت كه با او داشته باصرارى كه او مينمايد بيش از پيش بمجلس آمدوشد نموده او را كمك مينمايم ولى نظر بخصوصيت احوال كه از او ديده‌ام نگرانى دارم كه آيا عاقبت كار او چه خواهد شد و چگونه اين شخص تندخو با يك جمع مختلف العقايد كار خواهد كرد خاصه كه در مجلس اشخاصى هستند زير بار خودرائى احتشام السلطنه نميروند و از آنها است چند نفر از وكلاى آذربايجان مانند مستشار الدوله - آقا سيد حسن تقىزاده - حاجى ميرزا ابراهيم آقا و حاج ميرزا آقا و غيره كه از تندروانند احتشام السلطنه در اول ورود بمجلس با اين جمع بناى خصوصيت را ميگذارد و با آنها ظاهرسازى مىكند اما چنان كه در جلد اول اين كتاب و اوايل جلد دوم نوشته شده احتشام السلطنه با حسن عقيده كه دارد بواسطه تندخوئى در مقام عمل غالبا افراط و تفريط مىكند و خود به زحمت ميافتد و دوستانش را به زحمت مياندازد . تندروان مجلس كه پيش از كشته شدن امين السلطان بواسطه ضديتى كه با او داشتند ناتوان مانده بودند اينك توجه رئيس مجلس را به خود ميبينند خصوصا كه بواسطه قتل امين السلطان غرورى هم آنها را گرفته معلوم است براى جلو رفتن خود ميدانى بدست ميآورند و معلوم نيست كار آنها با رياست احتشام السلطنه بكجا خواهد رسيد . و چون احتشام السلطنه از آنها برگردد و بناى مخالفت بشود كار خودش بكجا خواهد كشيد عجالتا كه اظهار خصوصيت و صميميت با يكديگر ميكنند و هردو ميدانند كه هيچيك در اين اظهار خصوصيت راست نميگويند و سياست اين اقتضا را نموده احتشام السلطنه از مخالفين آقا سيد عبد اللّه هم استفاده مىكند چه شيخ نورى و دوستان او بواسطه اينكه سابقه كدورت احتشام السلطنه را با آقا سيد عبد اللّه ميدانند با او خصوصيت ميكنند